
زندگی نامه:
بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.
چهره تابناک و پر فروغ بسیجی شهید محمد مهدی اکبرپور فرزند مرحوم حاج شیخ اصغر، در اولین روز از دومین ماه سال ۱۳۴۳ همراه با شکوفا شدن طبیعت و دمیدن بهاران، فضای خانه را که سرشار از محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود، نورباران کرد. خانواده ای که شهید محمد مهدی در آن پا به عرصه وجود نهاد، فضیلت، معنویت، عشق به قرآن و شور حسینی را از پاکانی چون ملا حسین یزدی۱ که از شیفتگان مکتب قرآن بود به ارث برده است.
______________________________________________
۱- پدر بزرگ شهید محمد مهدی اکبرپور (معروف به ملاحسین یزدی) مکتب دار و معلم قرآن و احکام، اصالتا یزدی است که در سن نوجوانی به همراه برادر و پدرش ملا علی اکبر یزدی که معماری زبردست بود از ظلم و ستم خوانین به تنگ آمده و از یزد مهاجرت می کنند و با تحمل مشقات فراوان به روستای کوشک قاضی که در آن زمان قصر کرم نامیده می شد وارد می شوند.
شهید محمد مهدی در دامان مادری مومن و عفیف از تربیتی الهی برخوردار شد و تحت تاثیر اعتقاد پدر به قرآن و اهل بیت(ع) و محبت والای خانواده نسبت به سید الشهدا از روحی عارف و آگاه بهره مند گردید.فرزند آخر بود و همچون سایر فرزندان بزرگ خانواده با تربیتی برگرفته از اصالت مذهبی، به محیط آموزشی پا گذاشت و فکر پرورش یافته او در دوران دبستان و راهنمایی از نظر درسی و اخلاقی،او را فردی نمونه و موفق ساخته بود.تحصیلات خود را تا دوم دبیرستان فنی هنرستان صنعتی ادامه داد، در ایام تحصیل با زحمت و کوششی طاقت فرسا،کتاب های مذهبی تهیه و مطاله می کرد و پس از مطالعه در اختیار دوستان همفکرش قرار می داد تا آنان نیز مطالعه کنند.عشق به نماز جماعت و زیارت، سیمای ملکوتی او را به مسجد کشاند تا این که یکی از افراد ثابت و همیشه حاضر در نماز جماعت مسجد میرزا نبی و مسجد الزهرا شد.
در بسیج، نماز جمعه و حزب جمهوری اسلامی فعالیت داشت و در دوران پیروزی انقلاب مثل تعداد بیشماری از جوانان ایران زمین با حضور چشمگیر خود در راهپیمایی ها و گشت زنی ها در خیابان برای پاسداری از نوامیس مردم شور و نشاطی عجیب در بین مردم به وجود آورده بود.ایثار و از خود گذشتگی را در آغوش گرم خانواده و مدد کاری را از مولایش علی(ع) آموخته بود.او هیچ گاه از یادگیری و بر پای داشتن فرائض دینی فاصله نگرفت و همواره روح خویش را با فراگیری مسائل معنوی و سکون و آرامش دعوت می کرد.
سال دوم دبیرستان بود که در پی اطاعت از فرمان امام و مقتدای خود تصمیم گرفت به میدان نبرد برود و در مقابل دشمن متجاوز بعثی بایستد.با ثبت نام در شجره طیبه بسیج و گذراندن آموزشهای نظامی به جبهه اعزام شد و در منطقه عملیاتی «بستان_دهلاویه» به انجام وظیفه مشغول گردید. سرانجام روح آرام و ملکوتی شهید در درسن ۱۷ سالگی در تاریخ ۱۳۶٠/۹/۹درعملیات طریق القدس درمنطقه عملیاتی بستان _دهلاویه به پرواز درآمد و پیکر مطهر او بعد از انتقال به زادگاهش و تشییع باشکوه توسط مردم قدر شناس در گلزار شهدای امام زاده حسن(ع) شهرستان فسا به خاک سپرده شد. روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
پدر شهید محمد مهدی، که از مداحان و مرثیه خوانان اهل بیت (ع) بود در ایام فاطمیه سال ۱۳۸٠ و مادر شهید در ایام فاطمیه دوم، سال ۱۳۸۴ به سرای معبود شتافتند و در قطعه والدین شهدا در امام زاده حسن (ع) به خاک سپرده شدند.
وصیت نامه شهید :
« اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک»
با نوشتن این وصیت نامه کوچک و جزیی، با دشمن کافر و مزدور اتمام حجت می کنم و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم و شهادت دعوتی است به تمام هدایت شدگان در راه خدا.
و اما پدر و مادر مهربان و عزیز! با خبر شهادت من افتخار کنید به این که یکی از فرزندان خود را در راه خدا هدیه نموده اید و بدانید پدر و مادرانی که در راه خدا چنین گذشت هایی داشته باشند و با شهادت فرزندشان استقامت کنند رستگارند.
و اما برادران و خواهران خوب و مهربانم،من از شما می خواهم تا آنجا که در توان دارید برای اسلام تبلیغ کنید و فقط گوش به فرمان امام خمینی باشید و از روحانیت دور نشوید،چون نمی توانند امام را بکوبند، می خواهند امام را بوسیله روحانیت بکوبند.
چند وصیت دارم که امیدوارم به آن عمل شود،اگر شهید شدم جنازه ام را در قطعه شهدای فسا دفن کنید. سعی شود مجلس ختم را با کمال سادگی برگزار کنید. مقداری پول از بوفه هنرستان صنعتی بدهکارم که حدود بیست تومان است و حسابی در کتاب فروشی ارشاد دارم که پرداخت می نمایید. به پدر و مادرم و خواهرانم خیلی توصیه می نمایم که در سوگ من گریه و شیون نکنند که تنها دو راه برایم باقی مانده بود، ذلت یا شهادت، و من شهادت را انتخاب نمودم و به شما توصیه می نمایم که این راه را انتخاب کنید که رستگار می شوید. به دوستان و رفقایم وصیت می کنم که ادامه دهندگان راه سرخ شهیدان انقلاب اسلامی باشند، خوب درس بخوانند تا نیازی به کشورهای دیگر نداشته باشیم و سعی کنند انجمن های اسلامی را در سراسر مدارس حفظ کنند، دشمن از این تشکیلات اسلامی ترسناک و هراسناک کنند و کوشش نمایند تا اخلاق اسلامی را گسترش بدهند. آخرین وصیتم این است که از بازماندگان می خواهم مرا دعای خیر کنند و از خیرات فاتحه محروم ندارند. پدر و مادر حلال کنید، اگر به شما جسارتی نمودم، خیلی مرا ببخشید. پدر، من می جنگم برای اسلام و آزادی انسان ها. در ضمن ساعتم را بفروشید و بدهکاریم را پرداخت کنید و بقیه اش را در راه خدا خرج کنید. خدا نگهدار،نصر من الله و فتح القریب، مرگ بر آمریکا و شوروی، برافراشته باد پرچم لا اله الالله در سراسر دنیا، جبهه دهلاویه محمد مهدی اکبرپور مورخه ۱۳۶٠/۹/۶ (والسلام)