
پرتوی از زندگی نامه
شهید ناصر رحیم زاده فرزند مرحوم نصرالله در یکم بهمن ماه ۱۳۳٠ در روستای کوشک قاضی به دنیا آمد و در یک خانواده ای مستضعف و متدین پرورش یافت. به دلیل فقر مالی از تحصیل باز ماند، برای تامین مخارج خانواده به عنوان راننده در اداره راه و ترابری شهرستان فسا مشغول به کار شد. شهید رحیم زاده حدود بیست سال در اداره راه و ترابری مشغول کار بود. با شروع جنگ تحمیلی پنج بار به ماموریت در جبهه های جنگ شتافت، سرانجام در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در جبهه جنوب منطقه هورالهویزه شیمیایی شد.وی حدود چهارده ماه در بیمارستان شهرستان فسا بستری بود و در چهاردهم مهر ماه ۱۳۶۵ در همان بیمارستان به علت عوارض شیمیایی به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای روستای کوشک قاضی به خاک سپرده شد. روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
خاطره از دختر شهید
ده ساله بودم که پدرم به شهادت رسید. آن زمان خوب به یاد دارم، غم از دست دادن پدر برای یک دختر در آن سن وسال غم بزرگی بود. می دانستم که دیگر از نوازش های مهربانانه او محروم شدم اما مادرم نگذاشت بعد او لحظه ای احساس کمبود کنم. من خاطره زیادی از پدرم به یاد ندارم و بیشتر خاطرات من مربوط به خواب هایی است که می بینم. یک شب خواب دیدم که پدرم به خانه آمد، خیلی خوشحال شدم که بعد از چند سال او را می بینم، مرا در آغوش گرفت و بوسید، دست او را گرفتم و با هم به داخل خانه رفتیم، ظهر بود، سفره را پهن کردیم تا ناهار بخوریم، مادرم غذا آورد، خورشت قیمه بود، پدرم تا غذا را دید رو کرد به مادرم و گفت: کاش قورمه سبزی درست کرده بودی، چند وقت است که من قورمه سبزی نخورده ام، تا پدرم این را گفت از خواب بیدار شدم، خوابم را برای مادرم تعریف کردم و او برای پدرم قورمه سبزی درست کرد و آن را خیرات کردیم.
ل